توجه به مخاطب در ادبیات داستانی کودک

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید بهشتی مشهد

2 دانشگاه آزاد مشهد

چکیده

از دیرباز دربارۀ ادبیات داستانی کودک و نوجوان سخن گفته شده و کتاب‎های زیادی در این باره نوشته شده است؛ ولی هنوز هم نمی‎توان ادعا کرد که حق مطلب ادا شده است؛ موضوع ادبیات و داستان‎های کودکانه، به حدّی گسترده و پیچیده است که بسیاری از مفاهیم آن را نمی‎توان در قالب جملات بیان کرد؛ مباحث ادبیات کودک مصداق بارزی برای بیت زیر است:
معانی هرگز اندر حرف ناید که بحر بی‎کران در ظرف ناید
این بحث زمانی دشوارتر می‎شود که تحولات پیچیدۀ جوامع انسانی را نیز به آن اضافه کنیم؛ در چنین شرایطی پیوسته به مقتضیات زمان و برحسب نیاز مخاطب و تغییرات روحی و روانی او باید مطلب نو آورد، تغییرات سریع و گستردۀ تفکرات حاکم بر نسل‎ها سبب شده بسیاری از نویسندگان نتوانند بسیاری از مخاطبان را جذب کنند:
فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر
پافشاری برخی از پژوهش‎گران امروزی بر نظریه‌ها و اندیشه‎های نادرست پیشینیان و بی‌توجهی به نظریه‌ها و اندیشه‌های جدید سبب شده است که نویسندگاه حوزۀ ادبیات کودک بیشتر مخاطبان خود را از دست بدهند. نادیده گرفتن ظرایف نویسندگی در ادبیات کودک، سبب ناتوانی نویسندگان در جذب مخاطب شده و باعث انباشته شدن کتاب‎ها در گوشۀ کتاب فروشی‎ها یا کتابخانه‎ها گردیده است. نویسندگان بی‎آن که علت واقعی بی‌توجهی کودکان را به خواندن آثار ادبی بدانند، از بی‎علاقه‌گی کودکان به کتاب و کتاب‎خوانی شکوه می‎کنند. در این مقاله برخی از کاستی‎های موجود در ادبیات کودک معاصر نقد و بررسی شده است.

کلیدواژه‌ها